...چهارده قدم تا قداست ...

سلاااااام به همه ی دوستای گلم

خبر اول اینکه من 7 ترمم تموم شد ... ینی الان وسط راهم :) ... از مهر ، ینی چند روز دیگه هم مستاجر میشیم :) و میریم بیمارستان دیگه و از دانشکده کنده میشیم ... خیلی خوشحالم

خبر دوم اینکه اهنگ ما به هم بیمار بودیم از امیر تتلو هم جدید اومده ... حتما گوش کنید ... به نظر من خیلی قشنگه بخصوص اون تیکشکه میگه جدایی یه چی مثل حصبه و طاعونه !!!! اهنگ کاریکاتور هم خیلی وقته اومده ولی من عاشق سبکش ... گوشش کنید حتما

خبر بعدی اینکه من یه مدت برای کورس ریه مهمان بودم در سواحل زیبای قم ... خیابونی که توش کلاسامون برگذار میشد اسمش خیابون ساحلی بود که خیلی حس خوبی به من میداد اسمش

اینکه خیلی خوش گذشت و دوستای خوبی پیدا کردم ... و اینکه کلی چیز یاد گرفتم

خوابگاه بهشتی عالی بود ... که سوییت سوییت بود و واقعا تمیز و عالی ... خیلی دوس داشتم خوابگاه ما هم اونجوری بود ...بچه های" مهر 90 علوم پزشکی قم "میتونم بگم واقعا ماه بودن ... دونه به دونشون ... چند روز بیشتر پیششون نبودم ولی واقعا محشر بودن ... یاد دوستای دبیرستان و پیش دانشکاهیم افتادم ... خیلی وقت بود تو همچین فضای صمیمی ای از بچه ها نبودم ... از تک تکشون ممنونم خصوصا سارا و مونا و آلا و آمنه ... بهترین خاطره از دانشگاه رو تو ذهن من گذاشتن و اینکه یکی از بچه های کلاس خودمونم که انتقالی گرفته بود رو دیدم و خیلی خوشحال شدم ...دلم براش تنگ شده بودخیلی

قسمت نشد دانشکده شون رو ببینم که انقد گله میکردن و میگفتن خیلی کوچیکه ... ولی دانشکده دندونشون که کلاسای ما اونجا برگذار شد ... به نظر من خوب بود

و مهمتر از همه کلاسا ! و دکتر حشمت نیا ... که فقط میتونم بگم عاشقشم !! واقعا ماه بود ...اگه ایشون نبودن شاید من تا اخر عمرم از ریه متنفر میموندم ولی الان با جرات میتونم بگم عاشق ریه ام و حتی برای تخصص هم دوسش دارم :)

یاد گرفتم که هاریسون خوندن کار سخت و غیر قابل انجامی نیست و خیلی هم میتونه شیرین باشه :) و اینکه چقد راحت یه سال از عمرمون گذشت بدون اینکه یه خط از هاریسون بخونیم فقط بخاطر اینکه هیچکی بهمون یاد نداد میشه هاریسون خوند و از درس خوندن لذت برد :(

اینکه چقد پزشکی میتونه راحت باشه ... چقد میتونه شیرین باشه ...

اینکه میشه درمان بیماری ها رو خوند و خوب یادت بمونه ... ونیازی نیست که حتما مستاجر شی !!!

همین ... فقط میتونم ازش تشکر کنم و براش همیشه دعا کنم

اخلاق یه پزشک بزرگ ترین سرمایه اشه و کسی که از نظر اخلاق و درون ، ذاتش خوب نباشه به هیچ وجه نمیتونه پزشک خوبی باشه حتی اگه مرکز امریکا درس خونده باشه و خیلی ادعا داشته باشه 

برای همه ی همکلاسی های چند روزم آرزوی موفقیت میکنم و میتونم بگم عاشقتونم

واقعا پشیمونم که چرا پزشکی قم رو بعد از کاشان زدم ... واقعا پشیمونم ولی راه برگشتی نداره

اشکال نداره ... الان بجاش ماهیگیری رو یاد گرفتم ...

برام دعا کنید خیلی ... هم برای نمره ی ریه ام که خوب شه

هم اینکه اولین بخشمون جراحیه و یکم نگرانم ... امیدوارم بعد این بخش راضی باشم

پ . ن :  از اینکه با جراحی قراره شروع کنیم ، ناراضی بودم یکم ... کسی که خیلی دوسش دارم هم با جراحی شروع کرده بوده  و عاشق جراحی هستش ... و اینگونه بود که منم عاشق بخشی شدم که قراره باهاش شروع کنیم !!

 

 

 

| جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 8:45 AM | الی | |

سلام دوستای گلم که دیگه سر نمیزنید :(

اما خوب من مینویسم شاید خوندید

من این سریالی که شبکه سه پخش میکرد رو دوس داشتم بخصوص جواد عزتی که بازیگر مورد علاقمه اما چیزی که از اول جذبم کردم اهنگ TUM HI HO  بود از فیلم عاشقی 2 که فیلم هندیه و روی این سریال گذاشتن :)

نمیدونم اول اینا ساختنش هندی ها دزدیدن ریتمشو یا اول اونا ساختن و ما ازشون الهام گرفتیم :)

این اهنگ انقد قشنگه و برام یاداور اون فیلمه که حتما یه روز سعی میکنم ویالون یاد بگیرم که بتونم بزنمش :)

پیشنهاد میکنم اگرم کسی این فیلمو ندیده حتما دانلود کنه و ببینه چون واقعا قشنگه ( جزو سه فیلم مورد علاقه ی منه یه چی هم سطح تایتانیک بود برای من :)     )

سریال عزیز منم دیگه داره تموم میشه :( اهنگ قبول کن میثم ابراهیمی ام که واسه این سریال خونده رو دوسش داشتم به خصوص این تیکشو که میگه :

اگه میخوای  برو ولی                      وقتی من اینجا نیستم

من خونه باشم شک نکن                 بازم جلوت وا میستم

اهنگ قلبم رو تکراره مرتضی پاشایی رم گوش کنید

امیدوارم تنش همیشه سلامت باشه و لبش خندون ...

صداشم به همین قشنگی تا اخر عمرش بمونه

همین دیگه ...

برام دعا کنید ... بهش نیاز دارم

ممنون

| پنجشنبه بیستم شهریور 1393 | 2:1 PM | الی | |

سلام. خوب هستید. وبلاگ قشنگی دارید و مطالب زیبا و دلچسبی دارد.
روز دختر بر همه شما دختر خانومای ناز مبارکباد.
"ماهان خرسند تهرانی" هستم. دانشجوی سال اول رزیدنت(تخصص یا دستیاری)پزشکی، جراحی مغزواعصاب دانشگاه دولتی هستم.
شاعر، نویسنده و داستان نویس هم هستم. ضمنا عکاس باشی حرفه ای هم هستم.
آیا میتونم نویسنده وبلاگتون باشم؟؟
آیا اجازه دارم تو وبلاگتون کامنت بذارم؟؟
با توجه به شیفت و کشیک های بیمارستانی و برنامه فشرده کلاسی قادر نیستم که به موقع به وبلاگتون جهت پاسخ سوالم سر بزنم. ممنون میشم اگه جواب سوالم را با یک تکست مسیج یا یک نوت به واتس آپ یا وایبر به این شماره شخصی(( 0914........ )) واسم بفرستی. منتظر تکست مسیجت و جواب سوالم هستم. سپاسگزارم.

.........................................................................................................................................

ینی اسم شیکت منو کشته ... اینهمه هنر منو کشته ... ینی عاشق اون پسوند تهرانی ته فامیلیتم که ضایعس و اون شماره تلفنت که مال طرفای ارومیه و تبریز و ایناس  :)

عاشق ادبتم که واسه کامنت گذاری هم شماره میذاری که اجازه بگیری :)

عاشق سر شلوغتم ای رزیدنت مغز و اعصاب !!!! که وقت برای همه چی داری

منم جزو فانتزیام بود که عکاس حرفه ای باشم و شاعر و نویسنده و اینا ... رویاتون قابل تحسینه :) میگم خوبه شما که از هر انگشتت یه هنر میباره واست یه شوهر پیدا کنما ... حیفی واقعا

خدا خیرت بده کلی شاد شدم با این کامنت

| چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 | 11:2 AM | الی | |

از زیبا ترین و معروف ترین شعر های حسین منزوی

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست

آن جا که باید دل به دریا زد همین جاست

 

در من طلوع آبی ِ آن چشم ِ روشن

یادآور ِ صبح ِ خیال انگیز ِ دریاست

 

گل کرده باغی از ستاره در نگاهت

آنک چراغانی که در چشم ِ تو برپاست

 

بیهوده می کوشی که راز ِ عاشقی را

از من بپوشانی که در چشم ِ تو پیداست

 

ما هر دُوان خاموش ِ خاموشیم ، اما

چشمان ِ ما را در خموشی گفت و گوهاست

****

دیروزمان را با غروری پوچ کـشتیم

امروز هم زان سان ، ولی آینده ماراست

 

دور از نوازش های دست مهربانت

دستان ِ من در انزوای خویش تنهاست

 

بگذار دستت راز ِ دستم را بداند

بی هیچ پروایی که دست ِ عشق با ماست

| دوشنبه سوم شهریور 1393 | 8:33 PM | الی | |

غمت از کودکی هم‌بازی دنیای من بوده

خیالت سال‌ها هم‌صحبت شب‌های من بوده

هنوز آن شب‌نشینی های روشن خوب یادم هست

که موهای تو طولانی ترین یلدای من بوده

کنار تو دلم چون موج هی می رفت و می آمد

هوای چشم‌هایت ساحل و دریای من بوده

دلم خوش بود از اینکه دستهایت دوستم دارند

خیالم جمع... آغوشت اگر منهای من بوده

سر و سرّی اگر بوده ست... روی شانه های من

اگر یک لحظه خوابت برده روی پای من بوده

و از آن سال‌ها این سینه ام جای کسی جز تو

اگر بوده‌ست تنها این دل تنهای من بوده

نمی دانم کجا با گریه هایم می پری از خواب؟!

دلت از غصه ها خالی که روزی جای من بوده

اگرچه "خان چپان" قصه ات بودم نفهمیدم

که خاتونی که دل بر آب زد سارای من بوده...!

| دوشنبه سوم شهریور 1393 | 8:30 PM | الی | |

یاد گرفتیم

حسادت رفیق

از

رقابت رقیب

خطرناک تره


ادامه مطلب
| سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 1:1 PM | الی | |

قتل میلاد اسدی .... موضوع سومین بخش این قسمت که واقعا برای من عجیب بود که چحوری یه پسر هجده ساله میتونه انقد سنگ دل باشه ... اخه چجوری ادم میتونه شاهد قتل یه انسان باشه اونم سر یه موضوع کوچیک

به نظر من دعوت پدر ایشون به ماه عسل کار درستی نبود ... فقط فشار رو روی خانواده ی مقتول زیاد میکنه ...

قصاص و اعدام بهترین کاریه که میشه در آخر انجام داد ... امیدوارم این پدر از تصمیمش منصرف نشه

اتفاق یا پیش آمد نبوده که بشه ازش گذشت ... من هیشه موافق بخششم ولی واقعا بخشش تو این مورد فقط میتونه جامعه رو خطرناک تر و نا امن تر کنه

خبر این قتل تو ادامه ی مطلبه ... هر کس خواست بره بخونه

موفق باشید

التماس دعا

 


ادامه مطلب
| سه شنبه سی و یکم تیر 1393 | 2:1 PM | الی | |

سلام

 

واسم دعا کنید ...

| پنجشنبه پنجم تیر 1393 | 7:33 PM | الی | |

سلام

خیلی ببخشید که دیر شد ... سال نوتون مبارک

من تازه از مشهد برگشتم ... تا اونجایی که یادم بود  سعی کردم همه رو دعا کنم

الان که رسیدیم وسطای عید ... همش دارم خدا رو شکر میکنم بابت اینکه امتحانای کورس اطفال رو قبل عید دادیم ... درسته بد دادم ولی الان خیالم راحته و فقط استراحت میکنیم ! 

عاشق ایام عیدم که همش باید رفت عید دیدنی ... خیلی حس خوبیه رفت و آمد مهمون

 

| شنبه نهم فروردین 1393 | 1:10 PM | الی | |

سلام

کورس خون هم تموم شد ... کورسی که خیلی کوتاه بود و خیلی هم مباحثش زیاد بود

ولی خدارو شکر به خوبی و خوشی تموم  شد

کورسی که یه استاد کمکی جدید براش فرستاده بودن ( دکتر ش ر ی ف ی )

که خیلی استاده خوبی بودن ... که ای کاش بخاطر تازه کار بودنشون نبوده باشه

اولین کورسی بود که پاتو نداشت و لذت بردیم از نبود این درس

کورسی که همه دنبال دکتر  ش ا د  ی بودن بلکه از خر شیطون بیاد پایین و ....

بیخیال انداختن تعداد زیادی از بچه ها در کورس غدد بشه

حیف اون گلی که نماینده زحمت کشید و برای استاد خرید ...

ما که آخرش نفهمیدیم استاد سر چی هی به ما گیر داده بود که بی تربیتید

احتمالا دوباره یکی زیر میزی یه کارایی کرده ...

وگرنه ما که حضورا سر کلاس چیزی ندیدیم غیر از اینکه بچه ها عین موش سر کلاس حاضر شن :)

کورسی که اولش یه اردوی دخترونه داشتیم به ابیانه ... که واقعا عالی بود


قبلا زیاد ابیانه رفته بودیم .... اما ابیانه ی برفی یه چیز دیگه بود 

و کلی خاطره برامون شکل گرفت ... از جمله پوشیدن لباس محلی

و اینکه پدر یکی از هم کلاسیا مهمونمون کرده بود  و واقعا سنگ تموم گذاشته بود

کورسی که از همون اولش اصرار نماینده بود که بزنید تو سر هم

و آخرای کورس فهمیدیم که ... تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها

و مثل همیشه ساده تر از خودمون همون شنگول منگول دوران کودکیمون بوده 

هر چند روزگاره و میگذره ... به امید اینکه مراقب این روزای دانشجوییمون باشیم

و این کورسی که شروع شده ... کورس اطفاله


کورسی پر از تفریحات که براش کلی نقشه ریختیم ....

انقدر سرمون شلوغه که شاید به همه ی تفریحاتمون نرسیم :)

و یه اردوی مشهدی که نشد بریم وگرنه ما شدیدا دلمون میخواست که بریم

( هر چند خیلی وقتا بنده های خدا تو دست کاری قسمت آدما نقش دارن)

و کلی بخاطرش ناراحت بودم اما وقتی واقعا قرار باشه امام رضا بطلبه میری

ایشالا آخرین روزای سال 92 به همتون خوش بگذره و بهترین خاطره از این سال تو ذهنتون بمونه


 



| پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392 | 10:36 AM | الی | |

Design By : shotSkin.com